یلدای برتر

عکس های بیشتر

«اختتامیه نمایشگاه محصولات دست‌ساز آینده برتر»

هشت روز فعالیت بی‌وقفه نمایشگاهی ...

کمپین صبح و همراهی

برای دیدن عکس های این جشن کلیک کنید

« ۳باور محدود کننده شخصی به عنوان کارآفرین زن »

۳باور محدود کننده شخصی به عنوان کارآفرین زن

تاریخ ارسال : شنبه , 13 آبان 1396

درسال 2016مک کینزی درگزارش زنان کارنشان داده شد که،زنان هنوزدرشرکتهای آمریکایی٬ آنطور که باید٬ نقش آفرینی نمی کنند.
در نتیجه سایر زنان توانمند غالبا٬ تصمیم میگیرند که دیگر درگیر ریسکهای خطر ناشی از راه اندازی یک کسب وکار برای خودشان نشوند


مترجم: دکتر سیما تقی زاده دباغ

درسال 2016مک کینزی درگزارش زنان کارنشان داده شد که،زنان هنوزدرشرکتهای آمریکایی٬ آنطور که باید٬ نقش آفرینی نمی کنند.
وضعیت برای مردان امیدوار کننده تر است: نرخ ترقی مردان نسبت به ابتدای شروع به کارخود٬30 درصدبیشتر از زنان بود. درموقعیت مشابه نیمی از کارمندان زن٬حتی پس از 5 سال هم اکثرادرشغل و سمت ابتدایی خود و بدون تغییرباقیمانده بودند.
مرتبط با این موضوع: 20 ویژگی شگفت انگیز زنان کارآفرین

در ادامه استمراراین نابرابری واقعه غم انگیزدیگری پیش آمده است : سایر زنان توانمند غالبا٬ تصمیم میگیرند که دیگر درگیر ریسکهای خطر ناشی از راه اندازی یک کسب وکار برای خودشان نشوند.در یکی از گزارشهایی که توسط سازمان نظارت جهانی کارآفرینی ارائه شده است٬46 درصدزنان آمریکایی مورد مطالعه ادعا می کردند که توانایی راه اندازی کسب کار را دارند. درمقایسه با حد مرجع، 59 درصدازمردان درایالات متحده گفتندکه دانش،مهارت وقابلیت ایجاد وراه اندازی یک کسب و کار را دارند.
معنی این اختلاف نداشتن شانس برابر و در موقعیت مشابه برای راه اندازی یک کسب و کار برای زنان  نسبت به مردان نیست. نکته اصلی این است که زنان قابلیتهای خود را باور ندارند و هنوز به ندای درون خود در امکان تبلور ایده های خودشان اعتمادندارند.

"بله،لطفاوخیلی ممنون ازشما."
بدون در نظر گرفتن کشور مادری شما،هرجامعه ای عقاید بنیادی درباره نحوهفعالیت،بازی٬تحصیل دختران وپسران درمدرسه رادارد. مثلا دختران باید اجتماعی مودب باشند و رفتارمحترمانه ای داشته باشند.ولی در مورد پسران اینطور نیست.
در اکثر موارد،من با زنانی مواجه می شوم که بجای درخواست هدف خود٬ همواره می خواهند صلح و آرامش را حفظ کنند. چون فکر می کنند و به خود می گویند «نمیخواهم بی ادب باشم»یا «این خیلی تهاجمی است». تک تک زنانی که من با آنها کارمیکنم و حتی خودم از این مسئله رنج میبرند.
زمانی که که به دختری گفته می شود: "تو به اندازه کافی خوشگل نیستی ،لاغرنیستی،باهوش نیستی،رتبه کافی را بدست نیاوردی،به حد لازم نرسیدی،تو خیلی تهاجمی هستی" ٬ هریک از این جملات تاثیر خود را در ذهنهای در حال رشد آنها به جا می گذارد. در نهایت تمامی جملات به یک اعتقادجامع محکم میرسند: "من به اندازه کافی______ نیستم."
دردناک است و واقعیت دارد. دراین موردفکرکنید: ندای گنگ درون شما که می گوید ؛ تومناسب نیستی؟٬درحالی که شاید 35 سال سن داشته باشیدوکاملاشکل گرفته باشید. این ضرب آهنگ درونی از زمانی که شما 6 ساله بودید و مرتب به شما گفته می شد که به اندازه کافی قابل نیستید٬ شکل گرفته است.درتمام این مدت طولانی شما به این صداهای غم انگیز گوشمی دادید و ضبط می کردید.

حال اینکه،مسئله اصلی عوامل خود- محدودکننده درزنان٬به اعتقادات خودشان برمی گردد: تحت شرایطی که شما خود را مناسب و با کفایت برای انجام کار نمی دانید! و براساس بذر اعتقاد قلبی خودتان که شما را فردی ناتوان و ضعیف می پندارد ٬ باعث می شود که باور داشته باشید ؛ من مناسب شروع و انجام این کار نیستم؛
عدم خودباوری در رابطه با توانمندیهایتان٬یکی ازبزرگترین موانع رشد و ترقی در آغاز کار و ادامه آن است. به عبارتی
قابلیت در بدو تبلور٬ به دست خودمان خفه می شود.

به چی فکرمی کردم؟
اگرشمایک زن باشید،احتمالاباالگوهای تفکرمنفی وپیامهای خودمحدودکننده تان آشناهستید. بااین حال،شاید اصلا متوجه حضور این افکار و عقاید مخرب مخفی در ذهن خود و تاثیر آن برروی کار٬ و چینش استراتژی مسیر خود نباشید.
اگرشماهریک ازباورهای رایج خود محدود کننده تان را در اختیار خودتان بگیرید٬ می توانید پایه های آنها را بلرزانید و تغییر کنید.  

1-قدرتهای زنانه من من را تا حدودی به جلو پیش میبرند

وقتی طلاق گرفته بودم وداشتم به شرکت وکشوردیگری منتقل می شدم،موهای بلندمرابه شکل برش دار و تکه تکه کوتاه کردم٬ومجبورشدم خودم راقانع کنم و منطقی رفتار کنم و ثابت کنم که قابلیت هایم به اندازه همکارانم است.شیره وجود من درازدواج کشیده شده بود(در ازدواج له شده بودم). به فوق العاده بودن در کار نیاز داشتم.
برای مدتی مانند مردان فکر می کردم و رفتار می کردم ٬ که زود به سرجای خودم برگشتم. بسیاری ازمدیران و رهبران زن را دیده بودم که با ذهنیت انتخاب این روش بعنوان راهی برای نشان دادن کامل بودن را٬ انتخاب کرده بودند.به ناچار،مشابه من،آنهابا از دست دادن روحیه طبیعی خود٬ به سمت فرهنگ مورد پسند در ارتباطات و مذاکرات تغییر مسیر دادند.
آنها بدون توجه به موهبت ارزشمند طبیعی خود در گوش دادن،برقراری ارتباط،همکاری وایجادیک فضای همگرا٬ از محیط اطراف خود تقلید می کنند.
همکاران ودوستانم از اتفاقی که برای من افتاد بسیار متعجب شدند.به غیر از موهای کوتاهم ٬عوارض خارج از حد انتظاری هم بر من مستولی شده بود وتوان شخصی ام راازدست داده بودم،توانی که همواره و بدون هیچ تلاشی به طورطبیعی در من وجود داشت.آن موقع بود که،موهایم رابلند کردم وآغاز به انجام کاری که خوب می توانستم انجام دهم کردم:منمربی مدیرانوکارآفرینانسراسرجهان شدم.
تنهاراه دوام من در این کار٬ قبول کردن هردو وجه مردانه و زنانه خودم بود.
بنابراین،نکته این است: هرگزهرگز به جنگ پیشامدهای طبیعی نروید٬از خودتان حمایت کنید٬ تکیه کردن برغرایزتان از روی منطق و واقعیتها٬ می تواند به شما در توسعه و پیشرفت جامع تر تیم تان(گروهتان) کمک خواهد کرد.

1.    "من نیازی به انجام کار بیشتر برای ترقی ندارم٬ آری گفتن به کار بیشتر مرا ارتقا خواهد داد."
بسیاری از زنان فکر می کنند که همیشه کار سخت و اضافی ودستیابی به نتیجه بی نقص٬منجربه ارتقاءو رشد خواهد شخص شد.مشکل اینجاست که کار فرد تا زمانیکه ابراز نشود٬ دیده نخواهد شد،ونادیده گرفته میشود٬که این مسئله برایزنانچالش برانگیزاست.
هنگامی که من در یکی از سخنرانی های کلیدی ام تحت عنوان: "چگونه میتوانید کار خود را برجسته تر کنید و باعث بهتر دیده شدن آن شوید" ٬ازحضور 300 زن که بصورت قانونی درصنعت فعالیت داشتند٬ و اهمیت ويژه این موضوع برای آنان بسیارشگفت زده شدم. برای این که به مردان وزنان نشان بدهم که چطور باعث ارتقا خودشان می شوند،یک بطری از Perrier راگرفتم وگفتم: «اجازه بدهیدتا به شما نشان بدهم که چقدر در کارم موفق هستم» - بعددرش را باز کردم،مکث کردم وازمخاطبین پرسیدم: «آیادیدید،دوباره مرا ببینید. نگاه کنید٬ من دارم دوباره اینکاررامیکنم. "
بعد بطری را برعس کردم و مکث کردم و با یک لبخند و حق به جانب گفتم: لعنتی ٬ من چه با حالم٬"آیااین شگفت انگیزنیست؟من ماهرم٬ پس من تقاضای ارتقاء دارم".
این نمایش کوچولو باعث انفجار یک خنده بزرگ شد؛این رفتاری است که در مخاطبان مردبه رسمیت شناخته شده است.این در حالی ست که زنان بدنبال پیداکردن راههایی برای شاخ وبرگ دادن به کارشان و برجسته نمودن و دیده شدن آن هستند. نمایش و بیان کار حتی برای برخی از زنان موفق نیزچالش برانگیزاست.
این موضوع مرا به فکر فرو می برد،به عنوان مثال،درموردخبرنگار ABC News ٬ کلیر شیپمن،که در "آتلانتیک (The Atlantic=اقیانوساطلس)" (ونویسنده همکار معتمد کادرفنی) درباره اینکه چطور وقتی که در بیست سالگی در مسکو بعنوان خبرنگار CNNمشغول بکار بوده٬ نوشته بودکه: علیرغم ترقی سریع رو به رشداش،اوموفقیت اولی هزودگذر خودرابه "شانس" تعبیر نمود٬  سالها گذشت و او در صنعت اش تسلیم "مردان آلفا" شد. او بدلیل بلندتر صحبت کردن شان٬ فکر میکرد که آنها در برنامه تلویزیونی حق صحبت کردن بیشتری نسبت به خوش را داارند.
بدین ترتیب من ازتجربه شیپمن یاد گرفتم که: نباید برای پیدا کردن زمان و موقعیت مناسب صبرکنید٬ چون هر لحظه در حال گذر است.شمانامرئی نیستید٬اگرشماباصدایب لند حق ارتقاخودوتلاش تیم خودرانگیرید،احتمالابا این مورد مواجه می شوید که فرددیگری این اعتبار را از از آن خود خواهد نمود. این کاررادرجلسات،فرد به فرد،بامدیرخودوباتمام سهامداران انجام دهید٬ و کارهایی را که انجام داده اید نام ببرید و برای آنها مطالبه حق نمایید.

2.    من باهوشم٬ ولی آنهاباهوشترند. "
روزی بازنی کارمیکردم که مدیرکشوری یک شرکت فناوری جهانی بود. اوعضوکارگروه"منطقه ای آسیا-اقیانوس آرام" هم بود. در بین 16 کشورتیم اوبالاترین درآمدراکسب کرده بود.
بااین حال،چون اوفقط یکی ازدوزن حاضر بود،احساس خلا و عدم تعلق داشت. مردانباهوشتروباتجربهتربودندوحرف بیشتری برای گفتن داشتند. اوبه مدت هفت ماه دراین ملاقاتهابی سروصدامی نشست٬تااین که VP اش به اوگفت که باید نقطه نظراتش را بگویدیا از شغلش کناره گیری کند.
زنان ازدستاوردهای خودآگاهی دارند،ولی در مقابل اغلب نگران"گیر افتادن" و دامهای عدم موفقیت هستند. برداشت من از این مدیر این بود که او از تحقیر شدن و اظهار موارد غلط می ترسید.همکاران مرد اوو سایرهمکارانش میخواستنداو را الگوی خودشان قرار دهند،ولی اوعذر خود را از بابت راه اندازی یک کسب وکارپایداردریک بازارنوظهوراعلام کرد. این حالت یک نامرسمی دارد: پدیده مهاجم (یاسندرممضر)٬بنابر یک مطالعه دانشگاهی برآوردشده است که نزدیک به 70 درصدانسانها در طول زندگی خودتحت تاثیرآن قرارمی گیرند.

بنابراین،این چیزی که به همه موارد یاد شده اضافه می گردد ٬ چیست؟مقدمه را جاری نمایید: "خوب،من فکرمیکنم که چیزی برای گفتن دارم،البته متوجه هستید که شاید کمیهم بحث برانگیزباشد،با این وجودمنقصدبیان آنرا دارم٬ ادامه دهید و حرفتان را بزنید،بنابراین،دراینجانوعی... است." با یک عذرخواهی خاتمه دهید. هنگام عذرخواهی کمی مکث کنید.حالا بگویید چه فکرمیکنید٬ و بعد ببینید که پیامد آن چه خواهد شد.
ادب با زیبایی فرق دارد. شماآن موج منفی کوچک را در ذهن خود می شناسید؟ شعلهآنضرب آهنگ. به شما بستگی دارد.
شاخ و برگ ایده خود را بسازی طوری که شما را ببینند و بشنوند،شمابسیاردیدنی هستید.

 

پروژه ها

تمام پروژه های آینده برتر را اینجا ببینید

گروه های همکار

جمعیت طلوع بی نشان هامجله سیب سبزموسسه خیریه مهر طهمجله زندگی ایده آلبنیاد نیکوکاری برینگروه نمایش مفیدموسسه خیریه ولی نعمتان
« شما نیز به جمع همکاران آینده برتر بپیوندید »